تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری - بگو هستی مث حسی که توی کوچه ها ....

شبیهِ گم شدن تو مِه، شبیهِ گریه تو بارون

شبیه بغض آیینه، تو قاب خالی کارون

پر از دلتنگیِ هر شب، تو این بغض ترک خورده

مث عطر و مث شبنم، روی گل های پژمرده

 

گُمت کردم، مث حسی، که توی کوچه ها گم شد

گمت کردم مث عشقی که بی تو حرف مردم شد

لِهَم کردی مث سایه مث خاک شبای دور

مث عشقی که تنها من نفهمیدم کجا گم شد

 

شبیه دره و کابوس، شبیه لحظه های درد

به یاد آرزوهایی که با من موند و پیرم کرد

شبیه بدرقه خیس از کتاب و آب و آیینه

شبیه عکس من رو آب، تو خوابِ زرد شومینه

 

بگو هستی پر از بغضی که توی کوچه ها وا شد

بگو هستی مث عشقی که با کوچ تو معنا شد

بگو هستی مث قسمت، که تنها قسمت ما شد!

مث دستی که تنها، بعد دستای تو تنها شد!

 

هنوزم مثل خاک و خون تو این چشمای درمونده

مث این حس ناگفته مث شعرای ناخونده

بگو هستی مث مردی که توی کوچه ها  گم شد


محمد نویری /
فروردین 8۶


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 2:23 | موضوع :
| |