تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری
سنگسار پنجشنبه 1386/02/06
نترس از سنگسار آرزوها، منو تو خوابِ مردن آرزو كن
مث كابوسِ‌ اين روزا بمون و منو تو دستِ سنگا زير و رو كن
تماشا كن چه بي وحشت هنوزم،‌ اسير كينه ي اين پاره سنگام
تماشا كن، تماشا كن هنوزم، بجز دستاي تو چيزي نمي خوام
اگه تقديره دور از تو بمونم، اگه ممنوعه دستاتو بگيرم
همون بهتر كه تو سنگا بمونم، همون بهتر كه اين جوري بميرم

ببين تا سينه تو خاكم مث سنگ، ببين قلبِ منم مثل تو خونه
ببين اين بار شوخي نيست حالا ديگه پاي من و تو در ميونه
نترس از سنگسارِ‌ لحظه هامون،‌به من مثل شباي رفته خو كن
منو تو خاكِ برگشتن ببين و منو تو دست سنگا زير و رو كن
محمد نويري
۳ اسفند ۸۵


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 14:49 | موضوع : سنگسار
|
 گوشای کر شده، از جيغ میکروفون   
کیکای نیمه زرد، تو قوطیای تن
سدای پشت سر، تاریخ پشت سد
از چیزی دم نزن، دیوونگی نکن!

زن های بی حجاب، مردای غیرتی
چاراه وحشت و بمبای ساعتی
کشف حجابِ ناب، موهاتو خواهرم
برگ معافیت...؟ آقای محترم؟
تفتيش خونه ها، سین جیم دم به دم
ـ خانم چه نسبتی...؟ هوی یابو با تو ام

از چیزی دم نزن، دست بند می خوری
تو بند وحشتِ  مردای چادری
رو سفره پول نفت، جو سازیِ رقیب!
جیبای خالی و وام خریدِ سیب

حرفای سرسری تو گوش میکروفون
کیکای قهوه ای، بنزینِ با کوپن
فكري كه لخته شد،‌ تو هاله های زرد
تا می تونی بخند تا می شه گریه کن!

محمد نویری
اردیبهشت ۸۶


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 22:10 | موضوع : دیوونگی نکن
|